تبليغاتX
ANNIVERSARY - شعری از يك دوست نوجوان
شعری از يك دوست نوجوان پنجشنبه هشتم اسفند 1387 21:13

 

خدا را ارزان می­فروشند

در بازار کهنه فروش ها

وقتی که آدم کوکی ها از حرکت باز می­ایستند.

حراج حراجِِ خداست

ستاره­های دریایی  باتری ­ها را به ماه می­سپارند

و خورشید را از صفحه­ی نقاشی پاک می­کنند

بی محابا خدا را در دست داشتن

چه کیفی می­دهد!

و قطره­ها، شلاق به دست درون لیوان

چه رنگ­ها که نمی­سازند

شیطان با بدنی سیاه و کبود غرق در گل

مهر­ها را به کعبه می­برد

امروز خرچنگ­ها ناباورانه

 روی سینه­ی ساحل نوشتند:

شیطان پرستان نقاشی جدیدی می­کشند                      

 

 رضا نادری

 

نوشته شده توسط سازدهنی  | لینک ثابت |